خرید بک لینک
گفتم که دلتنگم بیا ای آنکه درمان منیگفتی کنارم هستی و همواره در جان منی گفتم نمانده در دلم شوری دگر از عاشقیگفتی اگر لیلی شوم ، مجنون و حیران منی گفتم مرا با بوسه ای از عشق مهمانم نماگفتی همیشه یک بغل از بوسه مهمان منی گفتم که دیگر بعد تو نوری ندارد محفلمگفتی که شمع روشن هر جمع پنهان منی گفتم بمان با رفتنت مشکن تو پیوند مراگفتی که درعشق وجنون هم عهد وپیمان منی گفتم که عکست مانده در چشمان خیسم تا ابد گفتی که هرشب تا سحر در اشک چشمان منی گفتم برایت یک غزل شاید غزلخوانم شویگفتی که خود در شاعری تک بیت دیوان منی #آنجلا95/7/27 https://telegram.me/Angella_sher

برچسب: گفتم که دلتنگی همش, نویسنده: مهتاب رستمیان تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 9:02

باز امشب چشم خیسم بی قراری می کنددر کنار پنجره چشم انتظاری می کند خاطر آشفته ام در حسرت دیدار توتا سحرگاهان فقط شب زنده داری می کند گریه هایم شانه ی مردانه می خواهد ز توبغضهایم اشک را بر چشم جاری می کند بارها پیشم قسم خوردی که پابند منیعهد و پیمان تو هم بی اعتباری می کند گرچه می خواهم که از فکرت رها گردم ولیعشق تو در سینه ی من پایداری می کند بعد تو خالی شده دستان من از اشتیاقعقل دور اندیش من احساس خواری می کند عاقبت آتش زده چشمان تو بر خرمنموقت رفتن لعنتی با من چه کاری می کند! #آنجلا95/6/31 https://telegram.me/Angella_sher

برچسب: چشم خیس,چشم خیس عاشق,چشم خیس من,چشمان خیس,چشمان خیس من,چشمان خیسم,چشمان خیس عکس,قربون چشم خیس بارونت آقا,چشم های خیس من,کلیپ چشم خیس, نویسنده: مهتاب رستمیان تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 18:36

آرزو های مرا جا می گذاری می روی
قلب تنهای مرا پا می گذاری می روی

بی تفاوت از کنارم بارها رد می شوی
اینهمه دلبستگی را می گذاری می روی

می روی و باورش سخت است بعد رفتنت
داغ حسرت را به دل ها می گذاری می روی

باز هرشب اشک را مهمان چشمم می کنی
دردهایت را به دنیا می گذاری می روی

گریه هایم در دل سنگ تو تاثیری نداشت
آخر این قصه تنها می گذاری می روی

سهم من از زندگی غم بود و اشک و اضطراب
مرگ را بر باور ما می گذاری می روی

#آنجلا
95/7/7

https://telegram.me/Angella_sher

برچسب: نویسنده: مهتاب رستمیان تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 18:36

"برسنگ قبر من بنویسید خسته بود"
اهل ریا نبود و کمی دل شکسته بود

روی مزار من بنویسید قلب او
عاشق ،ولی به هیچکسی دل نبسته بود

در شهر ما غریب و هوای دیار داشت
درد و غمش فزون و دلش بار بسته بود

چون ناخدای کشتی طوفان زده شبی
کشتی عمر او به ته گل نشسته بود

بر سنگ قبر من بنویسید #شاعری
#تنها و از تمام جهان هم گسسته بود

بر لوح قبر من بنویسید یک کلام
رفت انکسی که از همه جز "عشق" رسته بود


#آنجلا
95/7/10

https://telegram.me/Angella_sher

برچسب: نویسنده: مهتاب رستمیان تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 18:36

هرچه می خواهی بزن آتش به قلب و جان ماسوخته از آتش عشقت همه ایمان ما از زمان رفتنت افسوس سوزاندی مرا آتشی افتاده از هجر تو بر دامان ما بال پرواز مرا آسان شکستی عشق مندر هجوم غم شکسته باور طیران ما با تو عهدی داشتم با باده های عاشقیچشم بر بستی ، شکستی ساغر پیمان ما گرچه می گفتم برو اما بدان با رفتنتغم نشسته از فراغت بر رخ خندان ما مثل هر شب منتظر می مانم امشب تا سحرتا قدم شاید گذاری بر سر چشمان ما #آنجلا 95/7/14https://telegram.me/Angella_sher

برچسب: نویسنده: مهتاب رستمیان تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 18:36

u200d u200du200dاهل شعرم ...بی ریا ... عاشقم ...اهل وفا ... می نویسم خاطراتمبا همه دلبستگییک قلم در دست منمی نشینم در کنارپنجرهکاغذی دارم سپیدمی کشم عکس دوتا شمع سیاهدور آن پروانه ایخورده تیری بر دلی! می چکد اشکم به روی دفترمشعر می گویم به یاد مادرم!یک غزل هم عاشقانه می سرایمشاید بخواند همسرم!شعر می گویم برای عاشقانشعرهایم عاشقند! شاعرم تنها....ولی"روز گارم عالی است"نیستم اهل ریا اهل شعرم ...اهل عشق ...عاشقم ...اهل وفا ... #آنجلا95/7/15 ۱۵ مهر زاد روز شاعر_نقاش #سهراب_سپهری گرامی باد. https://telegram.me/Angella_sher

برچسب: نویسنده: مهتاب رستمیان تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 18:36

می روم از خانه ات امّا پشیمان نیستم بعد از این دیگر اسیر بند و زندان نیستم قبل از آنکه تو بخواهی از کنارت می روم آه دیگر در دل سنگ تو مهمان نیستم می روم تا دیگری خلوت کند با عشق توعاشقت بودم ولی دیگر به قرآن نیستم گفته بودم بعد تو سخت است حتی یک نفسبی تو پاییز غم انگیزم، بهاران نیستم آشنایی من و تو اشتباهی محض بودبعد از این آسوده ام، دیگر پریشان نیستم گر چه می دانم جدایی اشتباه دیگری ست می روم از خانه ات اما پشیمان نیستم #آنجلا95/7/17https://telegram.me/Angella_sher

برچسب: نویسنده: مهتاب رستمیان تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 18:36

غزل غزل ترانه شد ، نگاه عاشقانه اتقسم به چشمهای تو ، گرفته دل بهانه ات قلم نوشته از غمت ، سرود تلخ انتظارتمام حرف های من ، ز غم شده ترانه ات کجا شدی که تا ابد ، در اشتیاق دیدنتبه جستجوی تو دلم ، روانه شد به خانه ات هنوز مانده در فضا ، شمیم عطر عاشقیطنین خنده های تو ، صدای جاودانه ات به روی قاب عکس تو ، غبار غم نشسته وشده همه وجود من ، دو چشم شاعرانه ات برای خاطرت ولی ، اگر چه شعر گفته ام نه شاعرم نه مدعی ، گرفته دل بهانه ات #آنجلا 95/7/19 https://telegram.me/Angella_sher

برچسب: دلم گرفته بهانه سلام, نجف,دلم گرفته بهانه چرا نمی آیی, نویسنده: مهتاب رستمیان تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 18:36

باز امشب چشم خیسم بی قراری می کنددر کنار پنجره چشم انتظاری می کند خاطر آشفته ام در حسرت دیدار توتا سحرگاهان فقط شب زنده داری می کند گریه هایم شانه ی مردانه می خواهد ز توبغضهایم اشک را بر چشم جاری می کند بارها پیشم قسم خوردی که پابند منیعهد و پیمان تو هم بی اعتباری می کند گرچه می خواهم که از فکرت رها گردم ولیعشق تو در سینه ی من پایداری می کند بعد تو خالی شده دستان من از اشتیاقعقل دور اندیش من احساس خواری می کند عاقبت آتش زده چشمان تو بر خرمنموقت رفتن لعنتی با من چه کاری می کند! #آنجلا95/6/31 https://telegram.me/Angella_sher

برچسب: چشم انتظاری,چشم انتظاری به انگلیسی,چشم انتظاری سخته,چشم انتظاری حسین صفا,چشم انتظاری شعر,چشم انتظاری اس,دوبیتی چشم انتظاری,پیامک چشم انتظاری,عکس چشم انتظاری,متن چشم انتظاری, نویسنده: مهتاب رستمیان تاريخ: پنجشنبه 1 مهر 1395 ساعت: 22:57

u200d شبی عشق رخت سودای من بود
جهانی محشر از غوغای من بود

شبی بود و تو بودی و شرابی
فغان و درد و غم گویای من بود

شرابی بود و جامی پر می ناب
دل دیوانه هم پروای من بود

کز آ ن شورو هیاهوی دل من
یکی را زان میان همتای من بود

ز شوق عشق چشمان تو هردم
فروغی اشک بر سیمای من بود

وفای " اشک چشمم" را بنازم
که از شب تا سحر همپای من بود

شبی که عاشقانه باختم دل
یکی از بهترین شبهای من بود


#آنجلا
Angella_sher@

برچسب: نویسنده: مهتاب رستمیان تاريخ: پنجشنبه 1 مهر 1395 ساعت: 22:57

آسمان قلب من امشب ، چه بارانی شدهدرحضورت غصّه هايم ، با تو زندانی شده رنگ شبهای غزل ، پیداست در چشمان منبی تو دریای دلم ،امشب چه طوفانی شده با تو باران پاک سازد ، رد پای غصّه رابی تو حتّی نو بهارم ، مهر و آبانی شده زخم های سينه ام را ، با تو باشد مرهمیبی تو اما ، درد و درمانم چه طولانی شده قطره، قطره می چکد اشکم ، میان دفترماشک چشمانم ببین،امشب چه پنهانی شده کاش بنشینی کنارم ، تا بمانی یک شبیتا بخوانی شعر هایم را ، که دیوانی شده #آنجلا 95/1/16https://telegram.me/Angella_sher

برچسب: آسمان قلب من,آسمان قلب من وارش گرفت, نویسنده: مهتاب رستمیان تاريخ: پنجشنبه 1 مهر 1395 ساعت: 22:57

صفحه بندی